ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
46
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
( جلاميدها ) : سنگهاى بسيار سخت وبزرگ زمين . ( انهد ) : بلند كرد . ( اساخ ) : داخل كرد . ( انصاب ) : جمع نصب ، علامتهايى كه بر سر راهها نصب مىشود . ( انشاز ) : جمع نشز ، بلنديهاى آن . ( ارّزها فيها ) : پا بر جا واستوار كرد ، در نسخهء خطى سيد رضى بدون تشديد : ( ارزها ) روايت شده است ولى با تشديد بهتر وروشنتر است . ( أكنافها ) : كنارههاى آن . ( تكركره ) : آن را بر مىگرداند وتغيير مىدهد . [ ترجمه ] « از عظمت قدرت وبديع بودن لطايف آفرينش خداوند ، آن كه از آب انباشتهء درياى پر موج كه از آن صداى مهيبى از برخورد موجها بر مىخاست ، موجود خشك وجامدى را به وجود آورد ، وسپس ، از آن آب طبقاتى بهم پيوسته آفريد وبعد آنها را به صورت آسمانهاى هفتگانه از يكديگر جدا فرمود ، پس به فرمان خداوند اين آسمانها خود را نگه داشتند ودر آن جا كه براي آنها تعيين شده بود ايستادند . زمين را در فضا استوار كرد ، در حالي كه مادهاى كبود رنگ وپر آب ودريايى آرام ورام آن را بر پشت گرفت ، دريايى كه به فرمان خداوند ، رام ودر برابر هيبت أو فروتن ، واز ترس وى از جريان افتاده است وسنگهاى سخت وتپّهها وكوههاى زمين را آفريد ، وآنها را در لنگرگاههايشان متوقف كرد ودر قرارگاههايشان مستقر ساخت ، پس سرهاى آنها در هوا بلند شد وريشههاى آن در آب نفوذ كرد ، كوهها را از جاهاى پست وصاف زمين بر افراشت وپايههاى آنها را در درون واعماق زمين فرو برد وقلّههاى آنها را بسيار بلند قرار داد ونوك آنها را طولانى ساخت وآنها را تكيهگاهها وستونهاى زمين وهمانند ميخهاى پا بر جا در زمين استوار كرد ، از اين رو با داشتن حركت آرام گرفت تا ساكنان خود را از لرزش وسقوط وخرابى وفساد نگه دارد . پس پاك ومنزه است كسى كه زمين را با آن همه أمواج ناآرام آب ، ثابت